X

حســــــــــــــــنا عشـــــــــ♥ــــــــق مامان و بابا (✿◠‿◠)

قشنگترین صدا تپش قلب توست باشکوهترین روز دنیا تولد توست پس بمان و بدان که عاشقانه دوستت داریم......مامان و بابا

پست ثابت

حسنا نفس

[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 18:15 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
3 سال و 4 ماه و 15 روز....

حسنا 3سال و 4 ماه و 15 روز

[ جمعه 16 بهمن 1394 ] [ 20:08 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
20ماهگی

یه چند وقته که بیش از حد شیطون شدی و من مثه قبلا نمیتونم بیام وبت...

دیگه الان حسابی شیرین زبون شدی و کلی حرف میزنی دیگه مثه قبلا وقت نمیکنم بیام و کارات و بنویسم....

چند تا عکس جدید ایشالا دفعه بعد ازت کامل مینویسم

عکسهای مسافرتمون که از بس شیطونی میکردی نتونستیم عکس زیاد بگیریم

1

2

3

4

5

6

7

8

 

[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 18:34 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
شیطنتهای حسنا

 

سلام حسنای مامان  یه چند وقته اینقدر شیطون شدی ک من وقت هیچ کاری ندارم

فردا هم میخوایم بریم مشهد فقط اومدم چن تا عکس بزارم.....

2

3

4

5

6

7

7

8

 

89

1

 

[ پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 ] [ 20:13 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
18 ماهگی

مادر که باشی گاهی انقدر نخوابیدی که چشمانت هنگام شیر خوردن نوزادت روی 

هم میرود و ناگاه چشم باز میکنی و میبینی فقط چند ثانیه ای گذشته و تو باز هم 

از ترس خفه نشدن کودکت از خواب پریده ای...

 

مادر که باشی گاهی آنقدر نرم میشوی که وقتی نیمه شب برای چندمین شب که 

کودک 5 ماهه ات از خواب برمیخیزد و با چشمان بسته و خواب آلوده گریه که نه جیغ و 

ناله میزند.کمی صبر میکی اما به ناگاه می شکنی و میباری پا به پای کودکت...

 

مادر که باشی گاهی پاهایت برایت حکم دست هایت را دارند وقتی کودک گریانت

در آغوش توست و لحظه ی نمیتوانی از او دست بکشی و کاری انجام بدهی 

وسیله ای که لازم داری با دست پا بر میداری...

 

مادر که باشی گاهی هر عضوی نقش عضو دیگر را میتواند بازی کردن...

 

مادر که باشی گاهی آنقدر صبور میشوی که خودت پس از گذشت از ان مرحله

 وبحران به آن همه جسارت و صبر خودت دست مریزادی میگویی حسابی...

 

مادر که باشی شی که کودک بی زبانت گریه میکند تاب نمی آوری حتی لحظه ی

بنشینی و همسرت به سهم پدر بودنش کودک را در آغوش مهرش بکشد و نوازش 

کند د اوطلبانه ساعتها اورا راه میبری...

 

مادر که باشی کودکت که تب میکند.تو میمیری شاید به ظاهر نه اما دلت..حست..

روحت میمیرد...

 

مادر که باشی حاضری تو درد بکشی اما کودکت آرام بخوابد...

 

مادر که باشی وقتی کودکت از درد به خود میپیچد دنبال دلیل درد در خودت میگردی

چه کردم چه خوردم چه دادم خورد که این گونه کودکم بی تاب است...

 

مادر که باشی با کوچکترین سرفه کودکت دلت میلرزد که نکند بیمارشده باشد...

 

مادر که باشی چشمان گریان و خواب آلوده خسته و اشک بار فرزندت آتشت میزند...

 

مادر که باشی نمیتوانی با هر سرفه کودکت نگویی:جانم قربانت شوم مادر...

 

مادر که باشی نمیتوای از کنار خیلی چیزها بی تفاوت عبور کنی....

 

مادر که باشی وقتی غذا میپزی هرچند خودت مریض باشی هم باز هم کودکت

مهم تر است و اورا از انجا دور میکنی...

 

مادر که باشی حاضری گاهی آب نخوری برای اینکه شیر خواره ات نفخ نکند...

 

مادر که باشی گاهی باید چشم به بهترین خوردنی ها ببندی و ....

 

مادر که باشی حاضری چند روز نخوابی اما فرزندت آرام بخوابد...

 

مادر که باشی حاضری شبها با خستگی و چشمانی ک از شدت خواب میسوزد

بنشینی و به فرزندت نگاه کنی...

 

مادر که باشی گاهی سخت.گاه نرم.گاه آتش و گاه آب میشوی...

 

مادر که باشی فرق نمیکند چند بچه داری وازچه جنسی دلت میتپد برای فرزندانت...

 

مادر که باشی تازه میفهمی مادر بودن یعنی چه و تازه مادرت را درک میکنی شاید...

 

18ماهگیت مبارک

 

[ شنبه 2 فروردين 1393 ] [ 12:51 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
عید پیشاپیش مبارک

1

باز هفت سین سرور

ماهی و تنگ بلور

سکه و سبزه و آب

نرگس و جام شراب

باز هم شادی عید

آرزوهای سپید

باز لیلای بهار

باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان

باز باران بهار

باز گل مست غرور

باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود

باز اسفند و گلاب

باز آن سودای ناب

کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا

یا مقلب القلوب

یا مدبر النهار

حال ما گردان تو خوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید

باز هم سال جدید

باز هم لاله عشق

خنده و بیم و امید

نوروز خجسته باد

 

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 17:00 ] [ مامانی ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد