دخترک شیطون
حسناجونم روز به روز داری شیطون تر میشی و بلبل زبون تر هروقت میام کارا و کلمه هایی ک میگی رو
بنویسم نصفش یادم میره مثه الان!
نمیدونم چرا از دیشب تلویزیون نگاه کردن از پایین بهت حال نمیده حتما باید بری رو میز

بازم میخواستی بری بالاتر


اینم عکس امروز

خیلی لوس شدی و من و بابا کلی بهت میخندیدم
هروق بهت میگیم خودتو لوس کن اینجوری میکنی همیشه قیافت خیلی بامزه میشه چون اینجا زود
میخواستی دوربین و بگیری اینجوری شدی

همیشه عاشق اینی که بری زیر پتو یا پشت پرده و 1 ساعت بدون حرکت همونجا بشینی


همیشه تا میخواییم بخوابیم میای زیر پتو و اذیتمون میکنی دیگه منم پتو رو میندازم رو سرسرت تا راحت بازی
کنی


قربون هوشت برم من...![]()
همیشه هرکدوم و که جلو دستت باشه میزاری

حسناعسلی درحال نقاشی کشیدن
ولی اخرش دیگه خسته شدی کاغذ و تیکه تیکه کردی


دیشب منبع اب سرد کن و بردیم که اب کنیم بعد که اومدیم خونه بابا خسته شدو و منبع و گذاشت پایین یکم
استراحت کنه منم میوه اوردم که بخوریم بهت خیار میدادم توام مینداختی تو منبع و منم غافل از اینکه داری
میندازی فکر میکردم خوردی باباگفت میره میندازه تو اشپزخونه و میاد منم چون میدونستم خیار دوست داری
گفتم میخوری و میای. تو اشپزخونه روهم نگاه کردم خیاری نبود ولی بعد دیدم که همه رو انداختی تو منبع
حالا من و بابا مونده بودیم بخندیم یا دعوات کنیم خودتم خیلی خندیدی و خنده ی ماهم بیشتر میشد

اینم عکس امروزت که خواب بودی و منم تو اینترنت میچرخیدم که یه دفعه دیدم یه صدایی شد نگات کردم
دیدم چرخیدی و سرت خورد به گلدون اصلا حالیت نشد و به خوابت ادامه دادی

پ ن:پای بابا زخم شده هروقت چشمت به زخم پای بابا میوفته میشینی و میگی بوبو
.: تمام زندگی ما حسنا تا این لحظه ، 1 سال و 2 ماه و 20 روز و 0 ساعت و 22 دقیقه و 13 ثانیه سن دارد :.


دخترک شیطون
